نوشته شده توسط : ali
در این مطلب شما را با 15 واقعیتی آشنا می کنیم که فقط خواهر و بردارها از آن اطلاع دارند. در اینجا مطالبی را از زبان خواهر یا برادر بزرگ تر به کوچک تر می خوانید....

در این مطلب شما را با 15 واقعیتی آشنا می کنیم که فقط خواهر و بردارها از آن اطلاع دارند. در اینجا مطالبی را از زبان خواهر یا برادر بزرگ تر به کوچک تر می خوانید که شاید شنیدن آن در دید شما نسبت به فرزندان بزرگ و کوچک تاثیر داشته باشد.

1. تو لباس بچگی های منو پوشیدی


لباس تو خط‌خطی دارد اما خودت این کار را نکرده ای. در ضمن، به تنت نیز زار می زند و درست اندازه تو نیست؟ چرا؟ چون این لباس ها را برای تو نخریده اند. اینها برای من بوده است و مادر/پدر آن را کنار گذاشته و حالا پس از چند سال دوباره برای تو استفاد ه می کنند.

2. همه کودکی خود را در انتقام جویی سپری کرده ای


تو از همان کودکی می دانستی به اندازه کافی بزرگ، بلند یا قوی نیستی که بتوانی کارهایی که بردار/خواهر بزرگ ترت انجام داده است، انجام دهی. این حرص تو را در می آورد و به همین دلیل تصمیم می گیری از بزرگ تر و برادر خوش شانس تر خود انتقام بگیری زیرا تو باید اول متولد می شدی، نه او!

3. وقتی چیزی یاد می گیری کسی ذوق‌زده نمی شود


وقتی تو چیز جدیدی یا می گیری یا می توانی خودت بند کفش هایت را ببندی پدر و مادر خیلی هیجان‌زده نمی شوند و این مساله را برای دیگران تعریف نمی کنند. اما من این چیزا را تجربه کرده ام.

4. فرزندان بزرگ تر به کوچک ترها حسادت می کنند


این بچه کوچک بسیار بانمک است و خیلی از توجه ها به او است. اما خودت را نگاه کن، تو از او هم بانمک تری و دوست داری کاری انجام دهی که بسیار مورد توجه والدین قرار بگیری.

5. تو کتاب بچه‌گانه نداری


برادر/خواهر بزرگ تر تو کتاب های داستان کودکانه داشت اما تو از داشتن کتاب های جدید محروم هستی. باید کتاب های قدیمی که شاید خط‌خطی یا پارگی دارد را داشته باشی. این درست است؟ یک بچه می تواند بدون کتاب ها و داستان های کودکانه بزرگ شود؟

6. هر چه در مورد پوشش مشابه برادر/خواهر بزرگ تر خود می دانی، اشتباه است

تو مدام مترصد فرصتی هستی تا شبیه برادر یا خواهر بزرگ تر خود لباس بپوشی. اما او را نگاه کن، او از این موضوع خوشحال نمی شود زیرا این رفتار و این کارها خیلی قدیمی شده اند.

7. تو همیشه بچه به حساب می آیی

مهم نیست چقدر بزرگ بشی و به چه سنی برسی، وقتی بچه کوچک خانواده باشی، همیشه مثل بچه با تو رفتار می کنند و نمی توانند بزرگ شدن تو را ببینند. حتی وقتی بخواهی زن بگیری یا ازدواج کنی هم آنها مثل بچه می دانند تو را.

8. برادر/خواهر بزرگ تر تو را آزار می دهد

تو همیشه مورد آزار، بی توجهی و مسخره شدن بردار/خواهر بزرگ تر خودت قرار می گیری و با خودت تصور می کنی وقتی بزرگ شدی این مسایل تمام خواهند شد. اما از کجا معلوم!

9. هرگز به پای برادر/خواهر بزرگ تر نمی رسی


برادر/خواهر بزرگ تر شما همیشه باهوش تر، قوی تر، بلندتر و پررنگ تر از تو است. تو بدون اینکه متوجه باشی در همه حال دوست داری شبیه او باشی.

10. خواهر/برادر بزرگ تر تو همیشه رئیس تو هستند


فرقی نمی کند 8، 15 یا 50 ساله باشی، برادر یا خواهر بزرگ تر تو همیشه دوست دارد به تو امر و نهی کند و خود را رئیس و همه کاره تو می داند. با اینکه پدر و مادر قول می دهند به او اجازه دخالت ندهند، اما او همیشه کارش خودش را می کند.

11. این همیشه توئی که اشتباه می کنی


همیشه در هر بحث و دعوایی، این بزرگ تر توست که حق دارد و تو همیشه اشتباه می کنی و باید به حرف بزرگ ترهایت گوش کنی. تنها نقطه امید این است که تو بانمک هستی و این مسایل هرگز در فکر پدر و مادر نمی مانند.

12. از شنیدن این عبارت خسته شده ای: «چرا نمی تونی مثل ... »

چرا نمی تونی یه کم مثل {نام خواهر یا براد بزرگ تر} باشی؟ والدین همیشه این سوال را می پرسند و تو آرزو می کنی کاش می توانستی جواب دهی: «برای اینکه تو به کارهای من توجه نمی کنی و همه چیز را با او مقایسه می کنی»

13. بچه کوچک بودن سخت است

از اینکه پدر یا مادر تو را مثل یک کودک می دانند و کارهای جالب تو را نمی بینند بسیار ناراحت هستی. از نظر آنها همیشه کوچک، جوان و کوتاه هستی و نمی توانی خیلی از کارها را انجام دهی.

14. همه وسایل تو قبلا استفاده شده


از اسباب بازی و لباس گرفته تا کتاب و حتی صندلی ماشین، دوچرخه و ... که تو الان داری همه روزی برای برادر یا خواهر کوچک تر بوده اند.

15. هرکاری می کنی دلپذیر و دوست داشتنی است


یکی از مزیت های بچه کوچک تر بودن این است که همیشه همه کارهای تو از نظر اطرافیان و پدر و مادر بسیار جالب و دوست داشتنی هستند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
تترالوژی فالو ترکیبی از چهار نقص مادرزادی است که در ترکیب با هم بر ساختار قلب و نحوه گردش خون در آن، اثر می گذارند....

 تترالوژی فالو ترکیبی از چهار نقص مادرزادی است که در ترکیب با هم بر ساختار قلب و نحوه گردش خون در آن، اثر می گذارند.  هر ساله از هر 10 هزار نوزادی که در ایالات متحده به دنیا می آیند 4 نوزاد این نقص را دارند. این بیماری بعد از اولین تعریف یک پزشک فرانسوی به نام اتین فالو از این بیماری در اوایل قرن نوزدهم، بیماری چهارگانه فالو یا تترالوژی فالو (Tetralogy of Fallot) نامگذاری شد. حدود 10 درصد از نوزادانی که با مشکل قلبی به دنیا می آیند، به تترالوژی فالو مبتلا هستند.

چهار نقصی که با هم تترالوژی فالو را می سازند عبارتند از:


1. نقص جداره بطنی (Ventricular septal defect یا VSD) که حفره ای در جداره یا دیواره ای است که دو بطن پایینی قلب را از هم جدا می کند. این جداره به عنوان سدی عمل می کند که نمی گذارد خون دو طرف قلب با هم مخلوط شوند. ولی وقتی نقص جداره بطنی وجود داشته باشد، خون بطن چپ که اکسیژن بالایی دارد با خون بطن راست که اکسیژن پایینی دارد مخلوط می شود.

2. انسداد ریوی (Pulmonary stenosis)، به باریک یا تنگ شدن دریچه ای گفته می شود که بطن راست را به شریان ریوی وصل می کند. این شریان خون کم اکسیژن را از قلب به ریه ها منتقل می کند و در ریه ها این خون اکسیژن بیشتری می گیرد و به قلب برمی گردد. کسانی که انسداد ریوی دارند، قلبشان باید سخت تر از افراد نرمال کار کند تا خون را به ریه ها پمپاژ کند. اغلب اوقات مقدار خونی که به ریه ها می رسد کمتر از حد نرمال است.

3. بزرگ شدن بیش از اندازه بطن راست (Right ventricular hypertrophy) که عبارت است از ضخیم شدن دیواره عضلانی بطن راست.

4. سوار شدن آئورت (overriding aorta) به معنای آن است که آئورتی که خون پر اکسیژن را به بدن منتقل می کند بجای آنکه تا بالای بطن چپ بیاید، تا بالای هر دو بطن می رسد. این باعث می شود که مقداری خون که اکسیژن آن کم است به داخل آئورت جاری شود و بجای آنکه به شریان ریوی بریزد و به ریه ها برود و اکسیژن بیشتری جذب کند، به بدن منتقل شود.

اثر ترکیبی این نقص ها عبارتست از تهیه خون ناکافی برای ریه ها که موجب می شود خون کم اکسیژن در بقیه بدن گردش کند. سطح پایین اکسیژن موجب سیانوز می شود و رنگ پوست، لب ها و ناخن ها به آبی یا بنفش می گراید.

بچه هایی که مبتلا به تترالوژی فالو هستند:

•    سرگیجه، غش یا تشنج را تجربه می کنند؛

•    ریسک بالاتری در ابتلا به عفونت لایه درونی قلب (اندوکارتیت) دارند؛

•    ضربان قلب نامنظم (آریتمی) دارند که با تترالوژی فالو ناشی از فشار بالا در سمت راست قلب است.

بچه ای که بیماری تترالوژی فالوی او درمان نشود باید حضور خود در ورزش های رقابتی یا فعالیت های فیزیکی دیگر را محدود کند. بسیاری از نوزادانی که جراحی روی آنها انجام می شود و این نقص آنها اصلاح می شود وقتی بزرگ می شوند می توانند مانند کودکان نرمال دیگر، فعالیت های ورزشی انجام دهند و مشکلی نخواهند داشت.

علت ها


علم هنوز دلیل مشخصی برای تترالوژی یا چهارگانه فالو نیافته است، ولی این باور وجود دارد که ژنتیک نقش مهمی ایفا می کند. کسی که با تترالوژی فالو به دنیا می آید به احتمال زیاد فرزندش چنین نقصی خواهد داشت. مادرانی که هنگام بارداری سرخجه یا بیماری های ویروسی دیگر می گیرند ریسک به دنیا آوردن نوزادانی با تترالوژی فالو در آنها بیشتر است. دیگر شرایط و فاکتورهای ریسک شامل سوءتغذیه، مصرف الکل، دیابت و سن مادر (بیش از 40) می شوند.

طبق تحقیقات مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری، وجود بعضی از فاکتورهای زیست محیطی، مانند مونوکسید کربن، ممکن است احتمال به دنیا آوردن نوزادی با تترالوژی فالو را در مادران افزایش دهند. به علاوه، کودکانی که اختلال های ژنتیکی خاصی مانند سندروم داون یا سندروم دی جورج دارند، اغلب نقص های قلبی مادرزادی از جمله تترالوژی فالو دارند.

نشانه ها

یکی از شایع ترین نشانه های تترالوژی فالو، سیانوز (رنگ آبی یا بنفش پوست نوزاد، در قسمت لب ها و ناخن ها) است. کودکی که تترالوژی فالو دارد، ممکن است اپیزودهای ناگهانی سیانوز را هنگام گریه کردن یا غذا خوردن تجربه کند.

نشانه ها و علائم دیگر عبارتند از:


•    سوفل قلبی
•    بی قراری
•    خستگی فوری پس از انجام کار
•    مشکل در تنفس
•    فرسودگی
•    ضربان قلب سریع (تپش)
•    غش کردن
•    کلابینگ (پهن شدن یا گرد شدن پوست یا استخوان های سرانگشتان)

تشخیص

پزشک شما ممکن است از آزمایشات تشخیصی متعددی برای تشخیص بیماری فرزند شما استفاده کند که عبارتند از:

•    پالس اکسی متر: حسگر کوچکی که به سرانگشت دست یا پای فرد یا گوش او گیره می شود و میزان اکسیژن خون او را اندازه می گیرد.

•    نوار قلب (الکتروکاردیوگرام یا EKG): آزمایشی که فعالیت الکتریکی قلب را ثبت می کند.

•    اکو (اکوکاردیوگرام): تصویر اولتراسوند از بخش های مختلف قلب مانند حفره ها، جداره ها و دریچه ها. این تست حرکت خون در قلب را ثبت می کند و جهت و سرعت گردش خون در بخش های مختلف قلب را اندازه می گیرد.

•    اشعه ایکس از سینه


•    کاتتر قلب (cardiac catheterization): لوله باریک و انعطاف پذیری به نام کاتتر معمولاً از طریق وریدی در پا یا دست داخل قلب گذاشته می شود و این لوله اطلاعاتی در مورد بخش های مختلف قلب، فشار خون و سطح اکسیژن خون در حفره های قلبی می دهد. گاهی با کمک کاتتر قلبی، دستگاهی در قلب یا رگ های خونی گذاشته می شود.

درمان

تترالوژی فالو از طریق عمل جراحی باز قلب درست پس از تولد یا در دوره نوزادی درمان می شود و زمان عمل جراحی به سلامت و وزن و شدت نقص ها و علائم بیماری نوزاد دارد.

دو گزینه برای جراحی وجود دارد:

1. ترمیم درون قلبی کامل (Complete intracardiac repair): جراح دریچه ریوی یا گشاد می کند یا آن را جایگزین می کند و معبر بین بطن راست و شریان ریوی را بازتر می کند تا جریان خون به سمت ریه ها بهبود یابد. سپس نقص جداره بطنی ترمیم می شود تا جلوی مخلوط شدن خون پر اکسیژن با خون کم اکسیژن بین بطن ها گرفته شود.

این ترمیم ها موجب درست شدن بقیه نقص ها (سوار شدن آئورت و بزرگ شدن بیش از اندازه بطن راست) می شود. چون بطن راست لازم نیست زیاد کار کند تا خون را به ریه ها پمپاژ کند، ضخامت دیواره بطن کاهش می یابد. وقتی نقص جداره بطنی ترمیم می شود، از ریختن خون کم اکسیژن به آئورت نیز جلوگیری می شود.

2. جراحی موقتی یا تسکین دهنده (Temporary or palliative surgery): فقط ترمیم های کوچکی انجام می شود تا گردش خون به سمت ریه ها تسهیل شود. این معمولاً زمانی صورت می گیرد که نوزاد بسیار ضعیف یا کوچک باشد و نتوان روی او عمل جراحی کامل انجام داد. در جراحی موقتی، جراح یک مسیر ثانویه برای خون درست می کند تا خون برای گرفتن اکسیژن به سمت ریه ها برود. این کار با قرار دادن یک لوله کوچک به نام شانت (shunt) بین محل انشعاب شریان بزرگ و آئورت و شریان ریوی انجام می شود. بعداً وقتی که کودک قویتر شد، ترمیم کامل انجام خواهد شد.

بیشتر نوزادانی که با تترالوژی فالو به دنیا می آیند در آینده کاملاً سالم بوده و به بزرگسالی می رسند، ولی هر سال باید نزد متخصص قلب خود بروند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 9
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
ما در مواردی کودکانی را می‌بینیم که خوردنی‌ها یا اسباب‌بازی و وسایل دیگری را که از آن خودشان نیست، به خانه می‌آورند و آن را در گوشه‌ای مخفی می‌کنند....


از مسائل مهم تعلیم و تربیت و از مشکلات آن، مسأله دزدی کودکان است.این امر برای بسیاری از خانواده‌ها و مدرسه‌ها مسأله‌ساز و بحث‌انگیز است و توجه نهادهای تربیتی گوناگون و نیز دستگاه قضایی هر جامعه‌ای را به خود جلب کرده است.

ما در مواردی کودکانی را می‌بینیم که خوردنی‌ها یا اسباب‌بازی و وسایل دیگری را که از آن خودشان نیست، به خانه می‌آورند و آن را در گوشه‌ای مخفی می‌کنند. این امر در بین کودکان خردسال شایع است و درسنین تا 8 سالگی تقریبا به اوج خود می‌رسد. مسأله مهم در امر دزدی کودکان مسأله ناراحتی والدین در دزدی فرزندان آن‌ها است.

آن‌ها از این‌که می‌بینند با همه صداقت و درستی صاحب فرزندی شده‌اند که از دوران خرسالی دزد درآمده، بسیار نگرانند و نزد این و آن احساس شرمندگی می‌کنند. در اینجا باید به والدین محترم تذکر دهیم که اگر فرزندشان در سن تمییز نباشد و دزدی کند مسأله چندان مهمی نیست. با مراقبت‌ها و هشدارهایی که خواهید داد و با به کار بردن ضوابط و فنونی بسادگی می‌توانید آنها را اصلاح کنید. نگرانی به هنگامی است که فرزند شما به سن تمیز رسیده و زشتی و قبح عمل را می‌شناسد، ولی متأسفانه به علت عادت کردن به آن عمل زشت و آگاهانه تن به سرقت می‌دهد. در چنین مواردی باید موضعی در پیش گرفت و برای اصلاح آن باید نگران بود.

منشأ دزدی چیست؟
منشأ دزدی در کودکان وبزرگسالان یکی نیست. برای هر گروه از آنها انگیزه‌ها و موجبات و علل گوناگونی دارد. ولی آنچه از نظر کلی می‌توان در این زمینه ذکر کرد، توجه به اصل لذتجویی در تملک و تصاحب آن چیزی است که مورد علاقه فرد است و از راه‌های ساده و ممکن از نظر او بدست نمی‌آید. منشأ آن از دید دیگر، می‌تواند محرومیت باشد. حتی محرومیتی ساده از غذا، بستنی و شکلاتی می‌تواند او را به دزدی وادارد. به خصوص محرومیت‌های دوران کودکی و عدم احساس ارضا و اشباع در این امر نقشی اساسی دارد.

علل دزدی
الف- نیازهای مادی: محرومیت‌ها و نداشتن‌ها.
ب- علل عاطفی: محرومیت از محبت و نوازش که موجب اضطراب می‌شود و دزدی طفل سبب سکون او می‌شود.

عدم احساس تأمین امنیت برای خشونتی که درباره‌اش اعمال می‌شود.
انتقام از والدین یا دیگران به هر علتی که باشد.

ج- علل روانی: بسیاری از دزدی‌ها دارای جنبه روانی هستند. دیدن جنس مورد علاقه کودک و عدم دسترسی به آن محرکی می‌شود برای دزدی او.

تقلید از الگوها و نمونه‌هایی که از طریق رسانه‌ها دیده یا شنیده است.
رفع اضطراب روانی
نوعی اعتراض و نشان دادن عصیان و طغیان خود و توانایی خویش.
رغبت روانی به داشتن اشیاء پر زرق و برق که دزدی بنظر او بهترین و تنها راه است و...

با دزدی کودکان چه باید بکنیم؟
بهترین برخورد با چنین مسأله‌ای، برداشتن گام‌هایی حساب شده برای آموزش صداقت و درستکاری و تصحیح این رفتار ناشایست است . شما نباید در برابر این مسأله بیش از حد لازم عکس‌العمل نشان دهید، همان طور که نباید ازکنار آن به سادگی بگذرید.

به کودکان اصل مالکیت را بیاموزید.
معنی خریدن را برای کودک توضیح دهید. به کودک بفهمانید برای داشتن هر چیزی باید پول پرداخت کنند.
مفهوم مالکیت را به کودک آموزش دهید. به کودک یاد بدهید که چیزهایی را که مال اوست از چیزهایی که به او تعلق ندارد، تشخیص دهد.
درباره اعمال کودک با او بحث کنید. اگر بچه کوچکی چیزی را که مال او نیست، برداشت، با او صحبت کنید و به او بگویید: اگر کسی چیزی را که مال توست بدون اجازه بردارد، چه احساسی خواهی داشت؟ از او بخواهید چیزی را که برداشته است، به صاحبش برگرداند؛ ولی از آنجا که عذرخواهی برای کودکان کار مشکلی است، او را مجبور نکنید بار اول عذرخواهی کند، ولی به او بگویید دفعه بعد باید بگوید معذرت می‌خواهم. به او آموزش دهید وقتی شیئی را می‌بیند و می‌خواهد آن را داشته باشد، اول از شما یا هر کس دیگر سئوال کند که آیا می‌تواند آن را بردارد یا نه!

عذر خواهی را به کودک یاد بدهید. این کار برای کودکان سخت است اما این کار را با تمرین انجام دهید. مثلا با کودک خود، نمایش کوتاهی اجرا کنید و در آن از کودک عذرخواهی استفاده کنید.
به کودک یاد بدهید در برابر وسوسه‌ها مقاومت کند. همه بچه‌ها باید یاد بگیرند وقتی وسوسه می‌شوند تا هر چیزی را که می‌خواهند داشته باشند یا آن را بردارند، بتوانند خود را کنترل کنند.

نام کاری را که کودک انجام می‌دهد به او بگویید. وقتی کودک چیزی را که به او تعلق ندارد ازجایی برمی‌دارد، به سرعت با او برخورد کنید؛ یعنی به محض اینکه توانستید در یک موقعیت مناسب با او صحبت کنید. به کودک بگویید باید آن شیء را به صاحبش برگرداند. باید به بچه بزرگتر که می‌تواند تفاوت بین خریدن را با برداشتن شیئی که مال او نیست، تشخیص دهد، بگویید که این کار دزدی است! از او نپرسید که آیا چیزی را که در جیبش پیدا کرده‌اید، او برداشته یا نه. از او نپرسید چرا؟ ولی با لحن جدی و خونسرد به اوبگویید: تو این را دزدیده‌ای! و این حرف را به محض آنکه از قضیه آگاه شدید، بگویید. به کودک القا نکنید که «بچه بدی است» باید به کودک فهمانده شود که «کارش» ناپسند بوده است.

پیآمدهای منفی را به کار گیرید. جیغ و داد و موعظه‌های طولانی برای این رفتار برخوردهای صحیحی نیست؛ برای کودکان پیآمدهای واقعی لازم است تا یاد بگیرند دزدی، خلافی بسیار جدی است. کودکان باید یاد بگیرند که جبران کنند.
به کودک، در مقابل رفتار درستش پاداش دهید.
بر کارهای کودک نظارت داشته باشید.
سعی کنید کودک را در مقابل جمع تنبیه نکنید و به شخصیت او در مقابل دیگران توهین نکنید.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 8
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
یکی از مشکلات شایع در کودکان، شب‌ادراری است که برخی والدین با آن دست به گریبانند. می‌توان گفت شب‌ادراری دلایل مختلفی دارد که با رفع این عوامل، این عارضه به آسانی درمان می‌شود....

یکی از مشکلات شایع در کودکان، شب‌ادراری است که برخی والدین با آن دست به گریبانند. می‌توان گفت شب‌ادراری دلایل مختلفی دارد که با رفع این عوامل، این عارضه به آسانی درمان می‌شود.

 از آنجا که شب‌ادراری معمولا در روحیه کودکان اثرات نامطلوب، به ویژه دردراز مدت برجای می‌گذارد، لذا تشخیص صحیح علت و درمان آن می‌تواند در شکل‌گیری روانی سالم کودک در آینده بسیار موثر باشد.

یبوست مزمن باعث شب ادراری می شود
تا کنون اغلب تصور می‌شد شب‌ادراری در کودکان بیشتر به دلیل مشکلات مثانه است و بیشتر پزشکان به این علت توجه بیشتری می‌کردند، اما در مطالعات جدید مشخص شده که یکی از علل عمده شب‌ادراری، یبوست است و اگر بیماری یبوست در کودکان به موقع تشخیص داده نشده و درمان نشود، سبب بروز شب‌ادراری می‌شود.

در این پژوهش، دانشمندان روی 30 کودک و بزرگسال مبتلا به شب‌ادراری مطالعه کردند و دریافتند که اغلب این افراد دارای مثانه طبیعی هستند و مشکلی در این مورد ندارند، اما مشکل اصلی، انباشته شدن ضایعات موادغذایی و مدفوع در روده بزرگ این افراد است که جای مثانه را تنگ کرده و مانع حرکات طبیعی آن برای دفع می‌شود، به همین دلیل آنها نتیجه‌گیری کردند که در واقع یبوست، عامل اصلی شب‌ادراری است.

در این مطالعه، بیشتر این افراد یعنی حدود 25 نفر (83 درصد) با داروها و درمان‌های ضد یبوست به آسانی درمان شدند.

محققان در این مطالعات دریافتند که به دلیل بروز یبوست که باعث انباشته‌شدن حجم زیاد مدفوع در کنار مثانه می‌شود، حجم مثانه کاهش یافته و به همین دلیل است که کودک دچار شب‌ادراری می‌شود.

معمولا با بروز اولین علائم مشکل شب‌ادراری، اغلب والدین تلاش می‌کنند ”‹کودکان را از مصرف آب و سایر مایعات برحذر دارند، در حالی که این کار”‹، کاملا اشتباه است، زیرا کمبود آب در بدن، مشکل یبوست را تشدید می‌کند.

یکی از محققان توصیه می‌کند از والدین کودکان مبتلا به شب‌ادراری پرسیده شود که آیا شکم این کودکان به طور منظم کار می‌کند، یا نه و اگر نقص و نامنظمی‌ در دفع ادرار و مدفوع دیده شود، باید آن را پیگیری کنند.

محققان معتقدند با تشخیص به موقع و درمان یبوست، به آسانی می‌توان از بروز شب‌ادراری و بیماری‌های دیگر پیشگیری کرد

لذا این محققان به والدین توصیه کرده‌اند که مراقب کودکان خود باشند و در صورت بروز مشکل در کارکرد دستگاه گوارش و عمل دفع، حتما به پزشک مراجعه کنند تا از بروز عواقب و آسیب‌های بعدی پیشگیری شود.

شب ادراری کودک تا 6 سالگی نیاز به درمان ندارد
کودک باید طی چند ماه برای کنترل ادرار خود آموزش ببیند. دست کم هیچ کودکی را پیش از دو سالگی نباید مجبور کرد که زمان ادرار خود را به مادر بگوید.

همان‌گونه که کودکان از نظر زمان به دست آوردن توانایی راه رفتن، یکی نیستند، از نظر کنترل ادرار و آموختن زمان گفتن ادرار خود نیز با هم متفاوت هستند.

مادران باید با صبوری و تشویق کودکان خود و حتی گذاشتن لگن، ادرار کردن را به آنان بیاموزند، چرا که تحت فشار قرار دادن کودکان ممکن است زمینه‌ساز ابتلای آنان به عفونت‌های مکرر و اشکالات دفع ادرار و مدفوع در سنین بعدی شود.

کودکان بین 2 تا 4 سالگی، کنترل ادرار خود را در طول روز پیدا می‌کنند و اگر مادر تلاش کند پیش از این سن، کودک را از کهنه یا پوشک بگیرد، ممکن است فرزندش به دلیل آماده نبودن برای کنترل ادرار دچار اشکالاتی در نحوه ادرار شود. همین امر زمینه ابتلای او به عفونت‌های مکرر ادراری را فراهم می‌کند.

کودکان پس از 3 تا 4 سالگی، توانایی کنترل ادرار شبانه خود را پیدا می‌کنند و پزشکان معمولا کودکان را تا 6 سالگی به علت شب ادراری درمان نمی‌کنند، چون شب ادراری، یک عارضه طبیعی است که خود به خود بهبود پیدا می‌کند.

تنها کاری که برای کودکان مبتلا به شب ادراری انجام می‌شود، این است که وضعیت آنان را از نظر ابتلا به بیماری‌های دیگر بررسی می کنند، چون شب ادراری علامت بسیاری از بیماری‌های کودکان می‌تواند باشد، حتی ممکن است یک کودک 10 تا 15 ساله گاهی به طور طبیعی دچار شب ادراری شود. بیشتر این کودکان اگر دچار بیماری خاصی نباشند، خود به خود بهبود می‌یابند.

اگر کودکی به عللی مانند تحقیر از سوی همسالان و والدین، اعتماد به نفس خود را از دست داده ‌و به طور مرتب شب ادراری داشته باشد، تنها بعد از 6 سالگی به علت ابتلا به این عارضه تحت درمان قرار می‌گیرد، این در حالی ‌است که گاهی اوقات پدران و مادران، پزشکان را تحت فشار قرار می‌دهند تا برای درمان شب ادراری کودکان 4 تا 5 ساله خود، دارو تجویز کنند، اما این کار صحیح نیست.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
احتمالا می‌دانید که کمبود کلسیم و ویتامین D می‌تواند به مرور دندان‌ها را نرم کرده و آنها مستعد پوسیدگی و بیماری‌های لثه کند...

احتمالا می‌دانید که کمبود کلسیم و ویتامین D می‌تواند به مرور دندان‌ها را نرم کرده و آنها مستعد پوسیدگی و بیماری‌های لثه کند بنابراین اگر فرزندتان نمی‌خواهد یا نمی‌تواند شیر مصرف کند باید نگران دریافت کلسیم کافی برای ساخت دندان‌ها و لثه‌های سالم باشید. براساس آمار تنها یک‌پنجم کودکان به اندازه کافی کلسیم مصرف می‌کنند. پس بهتر است درباره میزان مورد نیاز کلسیم روزانه کودک و راه‌های دریافت آن بیشتر بدانید.

فرزندتان چه مقدار کلسیم نیاز دارد؟


طبق استاندارد جهانی سال 2013 میزان کلسیم مورد نیاز در سنین مختلف در کودکان یک ساله (500 میلی‌گرم در روز) یا معادل 2لیوان شیر، در کودکان 4-8 ساله (800 میلی‌گرم در روز) یا معادل 3 لیوان شیر و کودکان بین سنین 18-9 ساله ( 1300میلی گرم در روز) یا معادل 4 لیوان شیر در روز است. 225 گرم شیر حاوی 300 میلی‌گرم کلسیم است و 225 گرم ماست 400میلی‌گرم کلسیم دارد. بیشتر افراد برای دریافت نیاز روزانه کلسیم‌شان به لبنیات و شیر تکیه می‌کنند اما اگر فرزند شما طعم و مزه شیر را دوست نداشته باشد یا حتی به آن حساسیت داشته باشد، راه‌های زیادی برای افزایش کلسیم دریافتی وجود دارد.

شکلات داغ به کودک ندهید

پنیر و دیگر محصولات لبنی هم کلسیم دارند. گاهی اوقات امتناع کودک از خوردن شیر تنها به دلیل طعم و مزه آن است بنابراین می‌توانید شیرکاکائو یا شیر موز را امتحان کنید یا از دوغی که حاوی کلسیم است، استفاده کنید. استفاده از شکلات داغ برای ترغیب کودک به مصرف شیر یک اشتباه بزرگ است. صرف اینکه کودک دوست ندارد شیر بخورد به این معنا نیست که دیگر محصولات لبنی را هم نمی‌خورد. پنیر، ماست پودینگ،  برنج هم حاوی کلسیم هستند. در واقع 300 گرم پنیر مانند پنیر چدار به اندازه 1600 گرم شیر کلسیم دارد.

از مکمل‌ها استفاده کنید


استفاده از مکمل‌های مخصوص نیز راهی دیگر برای رساندن کلسیم کافی به بچه‌های بهانه‌گیری است که از مصرف شیر طفره می‌روند. یک مکمل می‌تواند به یک فنجان آبمیوه تا ۵۰۰ میلی‌گرم کلسیم بیفزاید. البته قبل از استفاده، حتما به طور دقیق راهنمای روی بسته مکمل را بخوانید. توجه داشته باشید میزان کلسیم مورد نیاز روزانه برای افراد به سن آنها وابسته است و در صورت دریافت کلسیم اضافه، بدن افراد آن را دفع می‌کند. به هر حال هیچ‌کس کتمان نمی‌کند که یک لیوان آب پرتقال جذابیت بیشتری نسبت به یک لیوان شیر دارد.

 البته یک لیوان آب پرتقال تازه به خودی خود حدود ۵۰ میلی‌گرم کلسیم دارد. اگر هنوز مطمئن نیستید فرزندتان به اندازه کافی کلسیم دریافت می‌کند شاید نیاز باشد از مکمل کلسیم برای او استفاده کنید. البته باید بدانید قبل از هر چیز با پزشک کودک‌تان مشورت کنید تا هم میزان مورد نیاز و هم لزوم استفاده از آن را برای‌تان مشخص کند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
كودكان بر خلاف بزرگ‌ترها دائم در جنب و جوش هستند و در هر محیطی چه خانه چه مدرسه آرام و قرار ندارند. به همین علت، خواب خوب شبانه برای آنها ضروری است....

 كودكان بر خلاف بزرگ‌ترها دائم در جنب و جوش هستند و در هر محیطی چه خانه چه مدرسه آرام و قرار ندارند. به همین علت، خواب خوب شبانه برای آنها ضروری است.

به طور متوسط كودكان خردسال بین 11 تا 13 ساعت خواب در شبانه‌ روز نیاز دارند تا بتوانند مهیای روز بعد شوند كه متاسفانه این مقدار خواب را عموما دریافت نمی‌كنند. بر اساس آمار آكادمی داروی خواب آمریكا، یك سوم كودكان به اندازه كافی نمی‌خوابند.

این نقصان خواب و عادت خواب‌های كوتاه كوتاه و چرت زدن‌های كوتاه مدت بچه‌ها، فقط روی خودشان تاثیر نمی‌گذارد بلكه والدین نیز دچار همین نوع اختلال می‌شوند. به طوری كه به علت این عادات خوابی كودكان، والدین در سال 200 ساعت خواب را از دست می‌دهند. یعنی اگر كودكان در شب خواب خوبی ندارند به طبع آن والدین هم دچار چرت زدن‌ می‌شوند.

اختلال خواب و كمبود خواب می‌تواند بسیاری مشكلات كوتاه مدت و بلند مدت برای كودك ایجاد كند كه شامل اختلال در سلامتی، امنیت و رشد كودك باشد.

علاوه بر اینها شبی كه كودك كامل استراحت نكند روز بعد بد خلق و خسته خواهد بود و كودك خسته بیشتر دچار استرس می‌شود. و بدین ترتیب كودك در یك دور پایان ناپذیر میافتد یعنی كودك خسته دچار استرس می‌شود و كودكی كه استرس دارد دچار مشكل خواب می‌شود. و بدین ترتیب بیشتر و بیشتر آسیب می‌بیند و بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قرار می‌گیرد.

خبر خوب اینكه این مشكل به راحتی قابل حل است اما چگونه؟

همه ما به خوبی می‌دانیم كه عادات خواب خوب ومناسب تا چه اندازه برای كودكان مهم است. اما مشغله زیاد والدین، تكالیف مدرسه و بازیهای بچه‌ها در زمان بندی خانواده اختلال ایجاد می‌كند و بر میزان خواب كودك تاثیر به سزایی می‌گذارند.

اكثر خانواده‌ها روزشان معمولا از ساعت 6 یا 7 صبح آغاز می‌شود و به خصوص در زمان مدرسه دقت به این موضوع بیشتر اهمیت پیدا می‌كند، بدین ترتیب باید برای خواب كودكان زمان بندی زودتری در نظر بگیریم. كارشناسان معتقدند كه كودكان مدرسه‌ای به 10 ساعت خواب در شبانه روز نیاز دارند. یعنی باید كودكان در ساعت 8 یا 9 شب به رختخواب بروند.

این نكته را هم در نظر داشته باشید كه استراحت كافی چشم برای كودكان مدرسه‌ای بسیار مهم است. میزان خواب كودكان مستقیما بر رشد جسمی و روانی آنها تاثیر می‌گذارد. تحقیقات نشان داده است كه كمبود خواب بر اخلاق، رفتار ، هوش و یادگیری كودك تاثیر می‌گذارد. بچه‌هایی كه خواب كافی ندارند حافظه ضعیف‌تری دارند و نمی‌توانند توجه كافی به موضوعات مختلف داشته باشند. در یك تحقیق در سال 2009 نشان داده شد كه نوجوانانی كه در تست هوش نمره كمی آوردند، كسانی بودند كه مشكلات خواب داشتند.
 
برای كمك به كودكان برای اینكه خواب خوبی داشته باشد مراحل زیر را انجام دهید تا به مرور به یك عادت خواب خوب برسید:

برای كودك، یك روال تعیین كنید
مثل دوش گرفتن، پوشیدن لباس خواب، مسواك زدن و مطالعه چند صفحه‌ای كتاب یا هر كار دیگری كه معمولا قبل از خواب باید انجام شود، اطمینان حاصل كنید كه این كارها حتما انجام شوند تا فرزند شما بفهمد كه هر شب چه كارهایی باید انجام دهد.

محرك‌های الكترونیكی را محدود كنید
اجازه ندهید فرزندتان حداقل یك ساعت قبل از ساعت خواب از كامپیوتر استفاده كند یا تلویزیون ببیند، زیرا اینگونه فعالیت‌ها می‌تواند هیجان كاذب ایجاد كند كه منجر به اختلال در خواب می‌شود.

محیط اتاق كودك خود را به محیطی آرام برای خواب تبدیل كنید
اتاق خواب‌های ساكت، با رنگ‌های تیره و خنك، برای استاخت و خواب شبانه مناسب‌تر هستند.

برای هر فرزند خود زمان مناسب در نظر بگیرید
اگر شما بیش از یك فرزند دارید، برای هر یك، زمان جداگانه و مناسب اختصاص دهید. ( در این مورد می‌توانید از همسرتان كمك بگیرید و به صورت یك شب در میان، هر كدام از شما به امور یكی از فرزندان رسیدگی كنید)

نوشیدن قهوه را محدود كنید
نباید اجازه دهید فرزند مدرسه‌ای شما قبل از خواب قهوه بنوشد. دقت كنید چون كافئین فقط در قهوه نیست و در غذاها و نوشیدنی‌های دیگری مثل شكلات و سودا هم وجود دارد كه از خوردن اینها نیز قبل از خواب باید اجتناب شود.

به جای نگاه به ساعت به فرزندتان نگاه كنید
مقدار ساعتی كه فرزند شما به خواب نیاز دارد، دقیقا به شخصیت وی بستگی دارد یعنی مقدار خواب مورد نیاز در كودكان مختلف، متفاوت است.برخی كودكان به 8 ساعت خواب نیاز دارند اما برخی دیگر باید 10 ساعت بخوابند. به كودك خود دقیق باشید و نشانه‌ها و رفتارهای او را ببینید رفتارهایی مثل خواب آلودگی، بد اخلاقی، عدم تمركز یا مشكل حافظه نشانه‌های اعلام زمان خواب كودك است.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 8
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
در واقع افرادی که بیشتر دچار بیماری سل می‌شوند، کودکان هستند که این بیماری ۱۰ تا ۳۰ درصد آنها را به خود مبتلا می‌کند.

دکتر علی اکبر ولایتی رئیس بیمارستان مسیح دانشوری در سی و پنجمین کنگره دکتر محمد غریب گفت: دکتر قریب جزو آن دسته از پزشکانی بود که به سن کودکان بیمار اهمیت بسیار می‌داد.

وی افزود: سنین بیماری در کشورهای جهان سوم و در کشور ما زیر ۲ سال گزارش شده و علائم مخصوص بالینی در آن وجود ندارد، اگر کودکی زیر ۲ سال به عفونت سل دچار شود ۱۰ تا ۳۰ درصد دچار بیماریهای دیگر نیز می‌گردد.

وی اذعان داشت: افراد بالای ۱۰ سال اگر میکروب سل وارد بدنشان شود ۸ تا ۹۰ درصد بدون بیماری دیگری ایجاد می‌شود این یعنی اینکه ۹۰ درصد افراد جامعه نسبت به این میکروب مقاوم هستند که این مسئله در کودکان چنین نیست و ۱۰ تا ۳۰ درصد افرادی که به این بیماری مبتلا می‌شوند در واقع کودکان هستند.

وی خاطر نشان کرد: هر چه سن پایین‌تر باشد خطر میکروب سل بیشتر است و در دوران بلوغ نیز مستعد کننده است، سل کودکان علائم مبهمی دارد سرفه خیلی کم و گاهی اوقات بدون تب از علائم اصلی سل کودکان محسوب می‌شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
میزان وابستگی کودکان شش تا هیجده ماهه و مدت زمان این دوره در بچه های مختلف، متفاوت است.


میزان وابستگی کودکان شش تا هجده ماهه و مدت زمان این دوره در بچه های مختلف، متفاوت است اما به طور معمول در نه ماهگی شدت آن به اوج می رسد و سپس به تدریج کاهش می یابد تا این که دوباره در هجده ماهگی بروز نماید. این ویژگی را اضطراب جدایی می نامند و دلیل آن این است که کودک به اندازه کافی بزرگ شده است که توانایی یادآوری و مقایسه را داشته باشد.

بنابراین به طور کامل درک می کند که شما چه زمانی، در حال دور شدن از وی هستید و او این دوری را دوست ندارد چرا که از دفعه قبل که تنها مانده است، خاطره خوشی ندارد. به خاطر بسپارید؛ او تا زمانی که شما را می بیند، هیچ مشکلی ندارد اما به محض این که موفق به دیدنتان نشود، گریه را سر می دهد.

گاهی اضطراب جدایی، حتی امکان انجام امور خصوصیتان ( مانند دستشویی رفتن ) را از شما سلب می کند و در این زمان احساس می کنید، صبر و تحمل شما نیز همانند مثانه تان در آستانه سرریز شدن است. در ضمن اگر در این دوران تصمیم داشته باشید کار بیرون از منزل را از سر بگیرید؛ متوجه مشکلات ناشی از اضطراب جدایی خواهید شد.

چگونه باید با اضطراب جدایی برخورد کرد؟

* ابتدا مطمئن شوید، کودک بیمار نیست و فشارهای روحی و عاطفی به او وارد نمی شود زیرا در این موارد هم، بیش از پیش به شما وابسته می شود.

* با اضطراب جدایی کنار بیایید و قبول کنید که این ویژگی مختص دوره شش تا هجده ماهگی کودک است و بالاخره این دوره تمام خواهد شد. اوج اضطراب جدایی پیش از یک سالگی است و بعد از اولین جشن تولد به تدریج کمتر با این مشکل مواجه خواهید شد.

* وقتی مجبورید به سرعت و برای مدت کوتاهی از اتاق بیرون بروید، در مدتی که در اتاق حضور ندارید با فرزندتان صحبت کنید، تا مطمئن شود که شما در نزدیکی او هستید. یکی از بازی های بسیار مناسب برای دوره اضطراب جدایی، بازی "دالی موشه" است.برای این که فرزندتان یاد بگیرد، اگر چیزی را نمی بیند به این معنا نیست که آن شیء وجود ندارد.

* هنگامی که فرزندتان شما را نگاه نمی کند، تا حد امکان از ترک وی اجتناب کنید. بعضی مادران منتظر فرصتی می شوند و تا حواس فرزندشان به بازی و سرگرمی پرت  می شود ، از اتاق بیرون می روند. آن ها با این کار خود می خواهند مانع گریه و بی تابی فرزندشان شوند غافل از این که این امر در نهایت باعث افزایش اضطرابِ او می شود.

* اگر در این دوره قصد دارید، نگهداری از کودکتان را به یکی از نزدیکان یا پرستار بچه بسپارید، ابتدا به کودک فرصت دهید در حضور شما، به طور کامل با شخص مورد نظر آشنا شده و به او عادت کند.به این ترتیب به فرزند خود کمک می کنید تا اضطراب جدایی از شما را بهتر پشت سر بگذارد.

 * برای همسرتان در این مورد به خوبی توضیح دهید تا او بداند که فرزندتان شما را بیش تر از پدرش دوست ندارد، ممکن است پدر در دوره بروز اضطراب جدایی احساس کند که شما و فرزندتان به او توجهی ندارید و وی در حاشیه قرار دارد و ارتباط بسیار نزدیک و دائمی شما با کودک ، فضایی را برای او باقی نمی گذارد. در این صورت به پدر اطمینان خاطر دهید که این ویژگی، خاص و مربوط به این دوره بوده و موقتی است. در ضمن از او بخواهید به اشکال دیگری به یاری شما بیاید.

* یکی از بازی های بسیار مناسب برای دوره اضطراب جدایی، بازی "دالی موشه" است.برای این که فرزندتان یاد بگیرد، اگر چیزی را نمی بیند به این معنا نیست که آن شیء وجود ندارد.برای مثال می توانید ملافه ای را روی سر خود بکشید و بعد سرتان را از زیر ملافه بیرون بیاورید و به این طریق با او بازی کنید. اگر کودک کمی بزرگ تر است ، می توانید تیله ای را زیر فنجان پنهان کنید و بعد با برداشتن فنجان، به او نشان دهید که هنوز تیله سر جایش است. اگر این کار را به شکل بازی و تفریح انجام دهید، فرزندتان آن را سریع تر می آموزد.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 9
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
راه های مختلفی برای پرورش کودکی شکرگزار وجود دارد. ما انسان ها نعمت های فراوانی داریم که گاهی فراموش می کنیم بخاطر داشتن آنها از خداوند بزرگ تشکر کنیم...

راه های مختلفی برای پرورش کودکی شکرگزار وجود دارد. ما انسان ها نعمت های فراوانی داریم که گاهی فراموش می کنیم بخاطر داشتن آنها از خداوند بزرگ تشکر کنیم. به فرزندانمان یاد بدهیم که بخاطر همه نعمت ها و بخاطر بودن در کنار عزیزانمان و بسیاری از نعمت های کوچک و بزرگی که داریم از خدا تشکر کند. ممکن است در ابتدا کودک مان موضوع شکرگزاری را درک نکند، ولی این بدان معنا نیست که نباید آن را یاد بگیرد. در زیر به چند روش برای پرورش ویژگی شکرگزاری در کودکان اشاره کرده ایم:

چطور به فرزندمان شکرگزاری را بیاموزیم؟


1. به فرزندتان بگویید که برای چه چیزهایی شکرگزار هستید.

وقتی سر میز غذا هستید یا پشت فرمان نشسته اید و یا در موقعیت های دیگر لیستی از چیزهای که دارید و بخاطر آنها از خدا شکرگزار هستید تهیه کنید. برای مثال به فرزندتان بگویید که بخاطر داشتن آنها و یا بخاطر داشتن خانه یا ... یا حتی بخاطر هوای خوب و زیبای امروز از خدا سپاسگزارید.

2. از کودکتان بپرسید که برای چه چیزهایی از خدا ممنون است.

قطعاً جواب هایی از این دست می دهد: "بخاطر عروسکام از خدا ممنونم." یا "بخاطر ماشین ها و روبات هام از خدا متشکرم." اشکالی ندارد. هر چیز خوبی که در زندگی هست ارزش تشکر و قدردانی را دارد.

3. نعمت هایتان را برشمارید.

بعد از نماز و دعا، نعمت هایی که دارید را برای فرزندتان برشمارید تا او هم متوجه چیزهایی که تا بحال به آنها دقت نکرده بود بشود. وقتی بعد از غذا از خدا تشکر می کنیم یا شب ها هنگام خوابیدن دعا می کنیم، در واقع از نعمت هایی که خدا داده تشکر می کنیم.

4. ساده زندگی کنید.

این روش از روش های دیگر آسانتر است. وقتی کودکان زندگی ساده ای داشته باشند، بهتر می توانند شکرگزاری و قدردانی خود را نشان دهند. بجای آنکه برای فرزندتان اتاقی پر از عروسک و اسباب بازی درست کنید، فقط چند اسباب بازی محبوب در اختیارش بگذارید. بجای آنکه هر نوع خوراکی و هله هوله ای در اختیارش بگذارید، به او دو گزینه بدهید که از میان آنها یکی را انتخاب کند.

5. به چیزهای کوچک توجه کنید.


توجه کردن به جزئیات ریز روشی عالی برای برشمردن نعمت ها و در نتیجه شکرگزاری بابت آنها است. توجه کردن به رنگ های مختلف برگ های خزان، یا رنگ های زیبای غروب پائیزی به کودک کمک می کند تا متوجه شود که همه اینها از نعمت های خدا هستند.

6. یادداشت های تشکر بنویسید.


وقتی فرزندتان جشن تولد دارد یا مثلاً کار خاصی همراه با مادربزرگش انجام می دهد، از طرف او یادداشت تشکر بنویسید تا با این کار یاد بگیرد که باید از کارهایی که دیگران برایش انجام می دهند قدردانی کند.

7. با خانواده داوطلب کارهای خوب شوید.

بسیاری از سازمان های داوطلبانه به کودکان نیز اجازه ورود و فعالیت می دهند. خریدن هدیه برای افراد نیازمند و کمک به بسته بندی و تحویل آنها به کودک اهمیت تشکر از خداوند از طریق کمک کردن به دیگران را ثابت می کند.

8. هر وقت که برایتان مقدور بود، بخشش و وقف انجام دهید.

وقتی کودک بزرگ می شود و بعضی لباس ها به او کوچک می شوند، می توانید این لباس ها را به خیریه محله تان ببخشید و با این کار داشتن قلبی سپاسگزار را به کودک یاد دهید.

9. تعریف کردن از دیگران را تمرین کنید.


با تعریف از نقاط قوت و استعدادهای دیگران به کودک کمک کنید تا قدر دیگران را بداند. وقتی ما ذهنمان کاملاً روی خودمان متمرکز نباشد، می توانیم دیگران و اطرافیانمان را هم ببینیم و بیشتر شکرگزار باشیم.

10. نمونه و الگو باشید.

اگر می خواهید فرزندتان انسان شکرگزار و قدردانی باشد، باید خودتان هم همینطور باشید. والدین باید برای کودکان خود نمونه و الگو باشند. سعی کنید کمتر شکایت کنید و بیشتر جنبه های مثبت زندگی را ببینید و از خداوند شاکر باشید. بدین ترتیب فرزندان شما نیز معنای قدردانی و شکرگزاری را درک می کنند.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
با رسیدن کودکتان به سن رفتن به مهد کودک هر دوی شما احساسات و عواطف مختلفی را تجربه می کنید.


 با رسیدن کودکتان به سن رفتن به مهد کودک هر دوی شما احساسات و عواطف مختلفی را تجربه می کنید. نانسی زایباخ، روانشناس مدرسه و سخنگوی انگیزشی در شهر نیویورک در این مورد می گوید: «بسیاری از کودکان امروزی قبلاً تجربه های گروهی از جمله بازی با بچه ها در پارک، پیش دبستانی یا مهد کودک داشته اند، ولی برای بچه هایی که مهد کودک محیط جدیدی است، ممکن است اضطراب یا ترس به سراغ بچه بیاید. به عنوان والدین بچه، بهتر است شروعی مثبت و بدون استرس برای او فراهم کنید.»

فعالیت هایی برای آماده کردن کودک برای مهد

بیشتر در مورد مهد کودک با او صحبت کنید.

با نزدیک شدن روز اول مهد کودک بهتر است سعی کنید موضوع آن را در صحبت های روزانه خود با فرزندتان مطرح کنید. گفتگوی کوتاهی با او داشته باشید و برایش بگویید که در مهد کودک چقدر خوش می گذرد. بعضی از فعالیت ها را برایش توضیح دهید که می تواند در آنها شرکت کند و در مورد معلم با او حرف بزنید و برایش توضیحات لازم را بدهید. این به کودک شما کمک می کند تا از لحاظ روانی آماده مدرسه شود و منتظر شروع آن بماند.

دور ماندن از همدیگر را تمرین کنید.

اگر فرزندتان زمان زیادی از شما یا خانه تان دور نمانده است، قبل از آنکه او را به مهد کودک بفرستید، سعی کنید قبل از روز اول مهد کودک مدتی از او دور بمانید. مثلاً او را نزد یکی از پدربزرگ و مادربزرگ ها یا اقوام دیگر بگذارید تا پس از چند بار تکرار این کار، او به ندیدن شما برای مدتی عادت کند.

احساسات او را در مورد مهد کودک بررسی کنید.

از فرزندتان بپرسید که او فکر می کند مهد کودک چه شکلی است. مثلاً ببینید که ایده ها و ترس ها و نگرانی های فرزند شما در مورد مهد کودک کدامند و در مورد جزئیات همه آنها با او حرف بزنید و ببینید چه چیزهایی او را هیجانزده و خوشحال می کنند. همچنین می توانید خاطرات خود را برای او تعریف کنید و تجربیات خود را نیز بگوئید و بیشتر روی زمان ها و خاطرات بهتر و هیجان انگیزتر تمرکز کنید.

رفتار صحیح و مناسب را تمرین کنید.

روانشناسان می گویند که والدین باید مطمئن شوند که فرزندشان می تواند رفتارهایی که در مهد کودک از او انتظار می رود را به درستی انجام دهد، برای مثال خودش بتواند غذا بخورد، کت یا کفشش را دربیاورد و بپوشد و وسایل را در جای خاصی بگذارد و در موقع نیاز آنها را بردارد. هرچه کارهایی که فرزندتان می تواند انجام دهد بیشتر باشد، خودش در محیط جدید مهد کودک احساس راحتی بیشتری می کند. همچنین می توانید به او یاد دهید که وقتی از او سوال می کنند چطور جواب دهد و حرف هایش را بزند و با دیگران ارتباط برقرار کند و بدین ترتیب او را آماده رفتن به مهد کودک نمایید.

به فرزندتان دلگرمی بدهید.

شاید فرزند شما نگران این باشد که بخواهد مدت زیادی از کنار شما دور بماند، به خصوص اینکه در محیطی پر از همتایان و بزرگسالان قرار بگیرد که آنها را خوب نمی شناسد. به او دلگرمی بدهید که این تجربه خوب و مثبتی است و شما بعد از مدتی دنبالش می روید و او را به خانه برمی گردانید. همچنین باید به او اطلاع دهید که بعد از مهد کودک شما یا یکی از بزرگترهای مورداعتماد شما به دنبالش می آید. این باعث می شود که او بر این ترس غلبه کند که شما برای همیشه او را ترک کرده اید.

برای یک جشن برنامه ریزی کنید.

یک رویداد ویژه را برنامه ریزی کنید تا اولین روز فرزندتان در مهد کودک را جشن بگیرید. برای مثال به باغ وحش بروید یا او را به پارک یا رستوران محبوبش ببرید یا برایش بستنی بخرید یا او را نزد یکی از اقوام یا دوستان محبوبش ببرید. این باعث می شود که او منتظر باشد که روز اول مهد کودک فرا برسد و این ایده که مهد کودک جای خوبی است که برای روز اول آن جشن می گیرند در او ایجاد شود.

برایش از خودتان یادگاری بگذارید.

اینکه یک وسیله یا چیزی همراه او بگذارید که او را به یاد شما یا خانواده اش بیندازد، کافی است که استرس روز اول جدایی از شما را تسکین دهد. این وسیله می تواند یک یادداشت یا نقاشی یا عکس باشد یا حتی یک یادگاری یا عروسک و اسباب بازی کوچک باشد. به او بگویید که این وسیله کوچک را در جیب یا کوله اش بگذارد تا حس کند که شما نزدیکش هستید.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()